شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

260

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

برادران و پدران آنها در برابر چشم آنان بر بالاى نيزه قرار داشت . آيا واكنش يك انسان در برابر اين حكومت ستمگر و آن مظلومى كه در برابر او قرار گرفته بود و آن همه فداكاريها را انجام داد مىتواند يكسان و مساوى باشد ؟ اگر انسان دوستى ، فضيلت خواهى و عواطف بشرى ايجاب مىكند كه هر فردى از پسر معاويه و حكومت ننگين وى اظهار تنفر و انزجار كند ، همان عوامل هم الزام مىكند كه هر انسانى در برابر حادثهء كربلا و فاجعهء خونين طف پاك‌ترين احساسات و عواطف خويش را نثار سازد . به اين ترتيب ، تأثر و سوگوارى براى سالار شهيدان و رهبر آزادگان يعنى حسين بن على عليه السّلام ، نه تنها از نظر معتقدات مذهبى مقدس و داراى ارزشهاى معنوى است ، بلكه از نظر انسان دوستى و فضيلت خواهى هم عملى منطقى و معقول است . اين منطق اگر چه براى دنياى صنعتى ما و جهان غرب قابل فهم نيست ، اما ما به آنها حق مىدهيم كه اين حقيقت را درك نكنند ، زيرا همه مىدانيم كه زندگى ماشينى و جنجالى قاره‌هاى اروپا و آمريكا تمام عواطف و فضايل بشريّت را سخت تحت الشعاع خويش قرار داده است به طورى كه از اين مسائل در آنجا كمتر به چشم مىخورد . اگر بر اكثريت مردم آنجا عاطفه حكومت مىكرد ، اين گونه نبودند كه تنها براى تنها زيستن و يا به مصرف رساندن كالاى كارخانه‌هاى اسلحه‌سازى خود دنيا را به آتش بكشند و هر روز آتش جنگ را در گوشه‌اى از جهان و در بين ملتهاى فلك زده و كوچك روشن سازند . اگر آنها از عواطف انسانيت چيزى درك مىكردند ، هيچ‌گاه حاضر نبودند تنها براى حفظ منافع خود ميليونها انسان و زن و مرد و كودك را در زير خمپاره‌ها و رگبار مسلسل و گلوله نيست و نابود كنند و آباديها و شهرهاى بزرگ را به ويرانه‌ها مبدل سازند . آرى ، براى كشورهاى بزرگ و نيرومند عصر ما كه هيچ چيز بدون استثنا براى آنان جز ماديّت و حفظ منافع خودشان مطرح نيست ، درك نكردن منطق « عاطفه » ، فضيلت و دوستى و اشك ريختن هنگام تأثر و غمخوارى براى مظلوم و ستمديده عجيب نيست . با اين توضيحات ، خوانندهء عزيز تصديق دارد كه نويسنده به ارزش معنوى گريستن و سوگوارى بر عزيزترين فرزندان اسلام و ياران پاك و آزادهء وى كاملا ايمان دارد ، اما مىگويد تشكيل مجالس بزرگ و اجتماعات عظيم تنها به منظور سوگوارى و عزادارى به منزلهء استفاده نكردن از يك فرصت بسيار حسّاس و متناسب است . چه بهتر كه ما در اين گونه